کارشناسی ارشد گروه سینما، دانشکده هنر، دانشگاه سوره،تهران،ایران.
10.22034/jivsa.2026.577150.1151
چکیده
پژوهش حاضر به واکاوی مبانی هستیشناسانه هنر آینهکاری در اماکن متبرکه اسلامی با تکیه بر نظریه وحدت وجود و مفهوم تجلی میپردازد. هدف اصلی این مقاله، تبیین نسبت عمیق میان معماری قدسی حرم مطهر حضرت معصومه (س) با جایگاه ولایت و انسان کامل در حکمت و کلام شیعی است. روش انجام این پژوهش، توصیفی-تحلیلی بوده و با بهرهگیری از رویکرد پدیدارشناسی هانری کربن (مبتنی بر مفهوم کشف المحجوب) و همچنین بازخوانی تمثیل عرفانی مشهور «شمع و آینه» در آرای حکمای اسلامی، ساختار نوری و کالبدی فضای حرم مورد تحلیل قرار گرفته است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که هنرمند معمار و آینهکار با هوشمندی و درک حکمی، میان دو نوع از هندسهی آینهکاری تمایز قائل شده است. از یک سو، آینههای خرد و شکسته در مقرنسها و طاقها قرار دارند که نور را متکثر کرده و نماد عالم کثرت، ظرفیت محدود موجودات امکانی و فقر ذاتی اشیاء در بازتاب نور حق تعالی هستند. از سوی دیگر، آینههای بزرگ، مسطح و صیقلی در آستانه و ورودی ضریح مطهر تعبیه شدهاند که تصویری یکپارچه و بدون شکست ارائه میدهند. در نتیجهگیری این پژوهش اثبات میشود که در الگوی تحلیلی مبتنی بر تمثیل شمع و آینه، ضریح مطهر به مثابه شمع (منبع فیض و نورالانوار) عمل میکند و نصب آینههای بزرگ مسطح در ورودی آن، تجسد کالبدی مقام انسان کامل و تجلی ولایت است. ائمه اطهار(ع) همچون آینهای صیقلی، تجلی تام خداوند هستند که نور حق را بدون نقص و تحریف بازمیتابانند. در نهایت، آینهکاری حرم حضرت معصومه (س) صرفاً یک عنصر تزیینی نیست، بلکه روایتی کالبدی از سیر شهودی زائر از کثرت ظاهری به سوی وحدت و اتصال به آینه تمامنمای انسان کامل است.