نشریه مطالعات بین‌رشته‌ای هنرهای تجسمی

نشریه مطالعات بین‌رشته‌ای هنرهای تجسمی

خوانش روایت‌شناسانه یک حکایت از نظامی گنجوی، منقوش برسفال سلجوقی از منظر جایگَشتِ کیفی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری هنر اسلامی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشیار گروه ارتباط تصویری، دانشکده هنر، دانشگاه نیشابور، نیشابور، ایران
3 دانشیار گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه نیشابور، نیشابور، ایران
10.22034/jivsa.2024.457374.1089
چکیده
تمایز رسانه زبانی و دیداری، پارادایمی است که مورد بحث و بررسی محققان در تاریخ هنر بوده است و همواره مورد اختلاف نظر روایت‌شناسان زبانی و مورخین هنر در تصاویر منفردِ ایستا می‌باشد. با توجه به اجتناب ناپذیری تأثیرِ بیش‌متن از پیش‌متن و  بر اساس نظریه تراروایت ژِرار ژُنت در مبحث بیش‌متنیت، این جستار با هدف بررسی چگونگی بازنمایی و انتقال روایت از رسانه زبانی (پیش متن ادبی) به رسانه دیداری (بیش‌متن؛ سفالینه منقوش) و تغییر شاخصه‌های کیفی نظریه تراروایت ژرار ژنت می‌باشد. پژوهش حاضر در راستای این هدف سعی در پاسخگویی به دو پرسش دارد: 1) در تحلیل و تطبیق پیش‌متن ادبی با بیش‌متن سفالینه منقوش، در شاخصه‌های کیفی مطرح شده توسط ژُنت چه تغییر و تحولی ایجاد شده است؟ 2) آیا تصویر (رسانه دیداری) فقط لحظه واحدی از یک رویداد را باز می‌نماید؟  روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است. بر اساس نتیجه بدست آمده از تحلیل و بررسی در پژوهش حاضر؛ تشابهات رسانه زبانی و دیداری قابل توجه و تأمل می‌باشد، به‌ویژه در بخش زمان؛ یعنی انتقال از یک وضعیت زمانی به وضعیت زمانی دیگر. بنابراین هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای مبنی بر عدم توانایی بازنمایی و انتقال متن به تصویر ایستا وجود ندارد. همچنین تصویر ایستا و منفرد در واقع یک مکان هندسی است که در آن جریان سیال واقعیت بازتاب یافته است و یک نقطه ایستا از واقعیت نیست و عناصر بنیادین زبانی و اصلی‌ترین آنها یعنی زمان روایی به موازات نقش حرکت در پیکربندی زمان روایی در تصویر پیش‌رفته است. 
کلیدواژه‌ها

  • تاریخ دریافت 24 اردیبهشت 1403
  • تاریخ بازنگری 13 خرداد 1403
  • تاریخ پذیرش 07 مهر 1403