1
کارشناسی ارشد گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه آزاد قائمشهر، قائمشهر، ایران
2
استادیار گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه آزاد قائمشهر، قائمشهر، ایران
10.22034/jivsa.2024.425320.1075
چکیده
نقوش برجسته ساسانی در راستای سیاستهای پادشاه و برای القای (مضمونِ) قدرت از تعامل بین (شاه و ایزد و مردم) بهره گرفته و به بازنمایی ساختار اجتماعی دوران خود در قالب هنر پرداخته است. حال این ساختار که متشکل از تجمع کارکردهای موجود در هویت نقوش نقش شده میباشد نمودی از ساختارهای مشابه سهگانه در جوامع کهن هندواروپایی دارد که قالب آن، آموزههای مشترک ادیان در (اساطیر، آیینها و سازمان اجتماعی) است. این ایدئولوژی در بستر فرهنگی اقوام هندواروپایی که به ساختار سهکنش اجتماعی بدل شده توسط (ژرژ دومزیل) به عنوان نظریه در حوزه (دانش اسطورهشناسی تطبیقی) معرفی شده است. پژوهش حاضر در راستای رسیدن به این هدف از (روش اسطورهشناسی تطبیقی دومزیل) به منظور بررسی نقوش جام خسرو پرویز برای یافتن کارکردهای طبقات اجتماعی بهره برده و با مقایسه آنها به کشف کنشهای سهگانه اقدام نموده؛ از این روی رویکرد پژوهش تطبیقی در نظر گرفته شده است. پرسش اصلی نوشتار حاضر این چنین طرح شده است: نقوش برجسته ساسانی چگونه (کنشهای اجتماعی) را بازنمایی میکنند؟ فرضیه پژوهش بدین شرح است که: کنشهای اجتماعی در گروِ کیفیات و معانی عناصر ساختاریِ نقوش است که خود را در قالب نقش بیان میدارد. اطلاعات این پژوهش به روش کتابخانهای گردآوری شده و نحوه ساماندهی یافتهها به روش توصیفی -تحلیلی است. مطالعات نشان میدهد که جامعه ساسانی با توجه به تنوع فرهنگی دارای مشترکاتی با فرهنگ هندواروپایی است که حضور ساختار سهگانه اجتماعی را اثبات میکند. نشانههایی از این نظام حاکم در بستر نقوش برجسته جام خسرو پرویز دیده میشود.