1
مربی گروه مجسمه سازی، دانشکده هنر، دانشگاه نیشابور، نیشابور، ایران
2
استاد گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
10.22034/jivsa.2026.583955.1181
چکیده
نقشمایه سگ یکی از عناصر نمادین شاخص در اسطورهها، آیینها و نظامهای فرهنگی تمدنهای باستانی است که در بسترهای فرهنگی گوناگون، معانی و کارکردهای متنوعی یافته است. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه ساختارگرایی کلود لویـاستروس، در پی پاسخ به این پرسش است که چه مؤلفههایی سگ را به نقشمایهای تکرارشونده و متمایز در اسطورهها و نظامهای فرهنگی چهار تمدن باستانی بینالنهرین، ایران، مصر و یونان تبدیل کردهاند و آیا میتوان الگوهای مشترکی در نمادپردازی این تمدنها نسبت به سگ شناسایی کرد. این پژوهش با رویکردی کیفی و به روش کتابخانهای و اسنادی انجام شده و دادهها با بهرهگیری از تحلیل ساختارگرایانه لویـاستروس بررسی شدهاند. دادههای پژوهش شامل منابع تاریخی، اسطورهای، متون دینی، شواهد باستانشناختی و مطالعات پژوهشی مرتبط با جایگاه سگ در چهار تمدن مورد مطالعه است. بدینمنظور، روایات، نمادها، مفاهیم و موقعیتهای آیینی مرتبط با سگ در هر تمدن بر پایه واحدبندی معنایی، استخراج تقابلهای دوتایی و بازسازی ساختارهای زیرین تحلیل شدند. یافتهها نشان میدهد که نقشمایه سگ در هر یک از چهار تمدن در شبکهای متفاوت از روابط و تقابلهای معنایی قرار گرفته است: در بینالنهرین با بیماری/شفا و بازیابی تعادل، در ایران با پاکی/ناپاکی و گذار میان اینجهان و آنجهان، در مصر با مرگ/باززایی و امر روزمره/مقدس، و در یونان با شناخت، تعلق و پاسداری از مرزها پیوند دارد. تحلیل تطبیقی نشان میدهد که با وجود تفاوت در معانی و کارکردهای فرهنگی، در سطح ساختار زیرین میتوان منطقی مشترک مبتنی بر «مرز، میانجیگری و گذار» شناسایی کرد؛ بهگونهای که سگ در موقعیتهای آستانهای، در حفاظت از مرزها، مدیریت گذار میان قلمروهای متقابل و بازگرداندن یا حفظ نظم نقش مییابد.