1
استادیار گروه سینما، دانشکده هنر، دانشگاه بینالمللی سوره، تهران، ایران.
2
دانشجوی دکتری حکمت هنرهای دینی در دانشگاه سوره ، دانشکده هنر، تهران،ایران.
10.22034/jivsa.2026.580322.1166
چکیده
در دهههای اخیر، مفهوم مکان در هنر معاصر از معنایی صرفاً کالبدی فراتر رفته و به ساحت تجربه زیسته، حافظه و نسبت وجودی انسان با فضا ارتقا یافته است. در ژانر عکاسی پساواقعه، مکان نه بهمثابه پسزمینه رخداد، بلکه بهعنوان عرصه تجلی روح مکان و حامل حافظه تاریخی و اجتماعی ظاهر میشود. مسئله اصلی این پژوهش آن است که روح مکان چگونه در تصاویری از کاوه گلستان و کلوئی دی متیو که در آنها حضور انسان حذف یا کمرنگ شده بازنمایی میشود و این بازنمایی چه نسبتی با تلقی پدیدارشناختی از مکان در اندیشه هایدگر دارد؟ هدف پژوهش، شناسایی شیوه تجلی روح مکان در آثار کاوه گلستان و کلوئی دیمتیو و تبیین نسبت آن با مفاهیم سکونت، حضور و غیاب است. این مطالعه با رویکردی کیفی و تفسیری و با اتکا به چارچوب نظری پدیدارشناسی مکان، به تحلیل هفت تصویر منتخب (سه اثر از مجموعه روسپی گلستان و چهار اثر از مجموعه شاتاتداون دیمتیو) میپردازد. یافتهها نشان میدهد که در هر دو تجربه تصویری، حذف یا کمرنگشدن حضور انسان از قاب، سبب تقویت کیفیت وجودی مکان و آشکارشدن ساحت حافظهمند آن میشود؛ بهگونهای که فضا خود بهمثابه میدان ظهور معنا عمل میکند. تفاوت بنیادین این دو تجربه در آن است که در آثار دیمتیو، روح مکان در پیوند با حافظه تاریخی جنگ متجلی میشود، حال آنکه در آثار گلستان، این روح در بستر زیست اجتماعی و حافظه فردی-جمعی محله شهرنو ظهور مییابد. همچنین میتوان گفت مواجهه پدیدارشناختی با این آثار امکان بازتعریف رابطه انسان، فقدان و مکان را فراهم میکند و به غنای گفتمان نظری در مطالعات عکاسی معاصر میافزاید.