1
استادیار گروه پژوهش هنر، دانشکده علوم نظری و مطالعات عالی هنر، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران.
2
دکتری شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر ایران، پژوهشگر ارشد گروه پژوهشی پیدایش، تهران، ایران.
3
دکتری معماری، دانشکده معماری، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، پژوهشگر ارشد گروه پژوهشی پیدایش، تهران، ایران.
10.22034/jivsa.2026.586552.1195
چکیده
دکتر امیراسماعیل سندوزی یکی از هنرمندان برجستهی معاصر ایرانی است، که در انواع هنری مجسمهسازی، نقاشی، کلاژ، طراحی و ادبیات آثار متعددی خلق کرده است، اما در خصوص آثار او تاکنون هیچگونه پژوهشی انجام نشده است. از این رو هدف این پژوهش تبیین فرایند خلاقیت نزد او با ارجاع به مجموعهی آثار او است تا هم این آثار کمتر شناخته شده در جامعهی هنری بیشتر در معرض دید قرار گیرد و هم وجه خلاقانهی آثار او آشکار شود. روانسنجی شارل مورون را باید نخستین کوشش نظاممند در تحلیل روانکاوانهی هنر دانست که هدف اصلی آن، رمزگشایی از چگونگی فعلیت یافتن خلاقیت هنری است. محور نظریهی مورون بر این فرض استوار است که در کلیت کارنامهی هر هنرمند، نوعی پیوستگی درونی نهفته است که سرچشمهی آن را باید در لایههای ناخودآگاه او جستوجو کرد. به زعم او، ناخودآگاه هنرمند، تجلیگاه اسطورهای ویژه است که آن را اسطورهی شخصی هنرمند مینامد که نیروی محرکهی خلاقیت نزد هنرمند است. بر همین مبنا، پژوهش در پیشرو سعی بر آن است تا با استفاده از روش مورون، به اسطورهی شخصی دکتر سندوزی دست یافته و بر آن اساس، فرآیند خلاقیت نزد او را تبیین کند و در نهایت با استفاده از روانسنجی در مجموعهی آثار دکتر سندوزی این نتیجه حاصل شد که اسطورهای که عامل برانگیزانندهی خلاقیت هنری نزد او بوده و در خلق آثار هنری او نقشی اساسی داشته در اسطورههای ایرانی سیاوش و ویسپان پریا و در اسطورههای تورانی بوریات خاتون است و نیروی محرکهی خلق آثار هنری نزد او به شکلی ناخودآگاه همین روایتهای اسطورهای بودهاند.