1
استادیار دانشگاه تهران، دپارتمان هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2
دانشجوی کارشناسی ارشد عکاسی دانشگاه سوره تهران، تهران، ایران
10.22034/jivsa.2026.579688.1161
چکیده
در این پژوهش مجموعه پرترههای «آندرس» اثر توماس روف، عکاس آلمانی و از چهرههای مکتب دوسلدورف، بر پایه نظریات ژاک لکان، روانکاو و پزشک فرانسوی، بازخوانی میشود. مسئله اصلی پژوهش آن است که مفاهیم بنیادین لکان که از سنت فکری اندیشمندان و متفکرانی چون سوسور، هگل و فروید تأثیر پذیرفته چگونه در ساختار بصری این مجموعه پرترهها بازتاب مییابد. این خوانش با هدفی کاربردی و با تمرکز بر مؤلفههایی نظم، مرحله آینهای، فقدان، نگاه، ناخودآگاه، دیگری و جنسیت صورت گرفته و در پی امکان پیوند میان منطق تصویری روف و دستگاه اندیشگانی لکان است. روش پژوهش کیفی به شیوه مطالعه موردی با رویکردی توصیفی تحلیلی و بر اساس جمعآوری اطلاعات از منابع کتابخانهای و آرشیوهای صوتی و تصویری است. از اینروی نخست شالوده نظری روانکاوی سوژه در آرای لکان همراه با مروری بر برخی بنیانهای فرویدی مرتبط طرح شده و سپس این ویژگیها در سطح فرم و محتوا با مجموعه پرترههای «آندرس» که به شیوهای شبیه عکسهای پاسپورتی خلق شدهاند مورد مداقه و واکاوی قرار گرفته است. یافتهها نشان میدهد پرترههای «آندرس» با ترکیب چهرهها و نگاه خیره و بیاحساس، احساسی از فقدان، تردید و تقسیمشدگی در مخاطب ایجاد کرده و ثبات هویت و کارکرد فناوریهای بصری در شناسایی و طبقهبندی سوژهها را به چالش میکشند. نتیجه پژوهش نشان میدهد این مجموعه از طریق برهمزدن تصویر یکپارچه سوژه در مرحله آینهای و فعالسازی مفاهیمی چون فقدان، نگاه، ناخودآگاه، دیگری و ابهام جنسیتی، سازوکارهای نظم نمادین در بازنمایی هویت را آشکار کرده و ماهیت ناپایدار و برساختی هویت را برجسته میکند.