1
دانشجوی دکتری، گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، ایران؛ مربی، موسسه آموزش عالی فردوس، مشهد
2
استاد، گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3
استاد بازنشسته گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
10.22034/jivsa.2026.582445.1172
چکیده
روابط سیاسی و هنری دربار تیموریان و دودمان مینگ در سدۀ پانزدهم میلادی، فصلی تعیینکننده از تبادلات شبکۀ جادۀ ابریشم است. پژوهشهای پیشین در بیشتر موارد با گسست تاریخ دیپلماسی از تحلیلهای سبکشناختی، به درکی تقلیلگرایانه و متکی بر تأثیرپذیریِ انفعالی دست یافتهاند. پژوهش حاضر بهمنظور گذر از این نگاه تکبُعدی، سازوکارهای پنهانِ این تعاملات را با اتکا بر مفهوم «ترجمان فرهنگی» و چارچوب نظری «آمیزش فرهنگیِ» پیتر برک واکاوی میکند. هدف بنیادین این پژوهش، تبیین چگونگی زایش سبکهای هنریِ ترکیبگرا از بطن مناسبات سیاسی و فرهنگ مادی است. بدینمنظور، مطالعۀ پیشرو با بهرهگیری از رویکرد کیفی و راهبرد تطبیقیـتفسیری، سه حوزۀ فناوری کاغذسازی، آرایههای نسخ خطی و سفالینههای آبیوسفید (در کنار نگارگری، معماری و منسوجات) را در جایگاه کانونهای انتقال مادی بررسی میکند. جامعۀ تحلیلی بر تقاطع نظاممند این شواهد مادی با چهار روایت سترگِ متنی استوار است: «سالنامۀ مینگ شیلو»، «سفرنامۀ غیاثالدین نقاش»، «گزارشهای چن چنگ» و «سفرنامۀ کلاویخو». این متون از منظرهای گوناگونِ عقیدتی (کارگاهی، دولتی، میدانی و بیرونی)، با کاربست روش تحلیل گفتمان انتقادی و خوانش شکلشناسانه تحلیل شدهاند. یافتهها نشان میدهد که ورود اشیا و نقشمایههای چینی (چون اژدها، ققنوس، ابر و نیلوفر آبی) به کارگاههای تیموری به تقلید محض نینجامید؛ بلکه طی فرآیندی پویا از درآمیختگی و بازبسترپردازی، با عاملیت فعال فرستادگان (ایلچیان) و نهادینهسازی سیاستهای درباری، بومیسازی شد. این عناصرِ نوپدید بهگونهای هدفمند در خدمت نظام مشروعیتسازی تیموری قرار گرفتند و در تعامل با نظام کیهانشناختی مینگ، هویتی نوین یافتند. در نتیجه، پیوند خوانشهای چندصداییِ متون تاریخی با شواهد مادی ثابت میکند که سبکهای تلفیقیِ این عصر، برآیند برهمکنش پیچیدۀ ترجمان فرهنگی بودهاند. این رویکرد شبکهای نهتنها پرده از مناسبات قدرت و زیباییشناسی در اوراسیا برمیدارد، بلکه عاملیت دربار تیموری را در ارتقای جادۀ ابریشم به بستری زاینده برای دیپلماسی هنری و آفرینشهای دورگه اثبات میکند.