1
استادیار گروه هنر، دانشکده هنر، دانشگاه ازاد اسلامی- واحد قائمشهر، قائمشهر، ایران
2
کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشگاه آزاد اسلامی- واحد قائمشهر، قائمشهر، ایران
10.22034/jivsa.2025.467245.1097
چکیده
تخیل یکی از مهمترین عناصر ضروری در شکلگیری یک اثر هنری است. نقاشی نیز به عنوان یکی از شاخههای مطرح هنر بدون عنصر تخیل غیر ممکن خواهد بود. در نقاشی، تخیل چیزی فراتر از شکل دادن به تصاویری واقعی ست. این امری است که در نقاشیهای ایران درودی قابل مشاهده است. از سوی دیگر گاستون باشلار، شناخت تخیل را شکل دادن به تصاویری میداند که واقعیت را پشت سر میگذارد. بدین جهت نظرات باشلار قابلیت این را دارند که در شناسایی تخیل در آثار هنری استفاده گردند. در این تحقیق، عناصر تخیلی موجود در نقاشیهای ایران درودی با توجه به دیدگاه باشلار مورد تحلیل و تطبیق قرار میگیرد و همچنین روابط معنادار میان نور، رنگ و عناصر طبیعی در آثار ایران درودی بر اساس تخیل مادی و شکلی از دیدگاه باشلار مورد جستجو قرار میگیرد. تحقیق حاضر از منظر هدف، بنیادی و از منظر روش، توصیفی-تحلیلی است و جهت گردآوری اطلاعات از ابزار کتابخانهای و اینترنتی استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل تحلیل سه اثر نقاشی از ایران درودی است که به صورت کیفی و با استفاده از منابع هنری، ادبی، اسطوره ای و تاریخی مورد تحلیل قرار گرفتهاند. در نتایج حاصل از پژوهش چنین به نظر میرسد که: ایران درودی در آثارش از نور و رنگ (که عناصر اصلی در فضای خیالی آثارش هستند) با تکیه بر عناصر طبیعی در تخیل مادی انگارانه و استعارهای از مرگ و زندگی، هستی و نیستی و جاودانگی استفاده کرده است که به نوعی نشان از دوگانگی دیالکتیکی در این تخیل مادی دارد. تمامی تصاویر خیالی ایران درودی، استعارهای است در مظاهر طبیعت، که در قالب نمادها و ضمیر ناخودآگاه هنرمند بازتاب داشته است و همگی آنها با تخیل باشلار که هدف آن بر محور تخیل مادی، تخیل شکلی، دوگانگی دیالکتیکی است قابل تطبیق هستند.