1
دانشجوی کارشناسی ارشد عکاسی، موسسه آموزش عالی اقبال لاهوری، مشهد، ایران
2
استادیار دانشکده هنر، موسسه آموزش عالی اقبال لاهوری، مشهد، ایران
10.22034/jivsa.2024.418315.1069
چکیده
مارک اوژه، انسانشناس فرانسوی، نخستین کسی بود که در سال 1992، مفهوم نامکان را به میان آورد. نامکانها حاصل دورهی سوپرمدرنیته هستند که به مکانهایی گفته میشود که در آن انسان دچار یک بیهویتی شدید میشود و نیاز به معنا در این دوره افزایش چشمگیری مییابد.این پژوهش به دنبال بررسی مفهوم این نامکانها با تاکید بر دیدگاه مارک اوژه است. در این فرایند ابتدا به بررسی دوره سوپرمدرنیته و وجه تمایز آن با دورهی مدرنیته و سپس مفهوم نامکان و عوامل بوجود آمدن آن پرداخته و نشان میدهد نامکانها چه ویژگیهایی دارند و همچنین به رابطهی بین نامکانها و مکانها پرداخته میشود. و در ادامه برخی از آثار کیارنگ علایی در کتاب وضعیت چهارم و چگونگی وجود مفهوم نامکان در عکسهای این عکاس جستجو میشود. هدف از این پژوهش شناخت مفهوم نامکان با تاکید بر دیدگاه مارک اوژه در آثار کیارنگ علایی در کتاب وضعیت چهارم است. روش در این پژوهش، توصیفی و تحلیلی است و گردآوری اطلاعات با روش کتابخانهای و مشاهده تصاویر صورت گرفته است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که کیارنگ علایی توانسته است گیلان را به گونهای عکاسی کند که در آن شاهد ویژگیهای عصر سوپرمدرنیته و نمایان شدن نامکانها باشیم. او توانسته در برخی از عکسها این نامکانی را به شکل ویژهای تشدید کند. و در واقع با هنر خود ویژگیهای سوپرمدرنیته در عصری که در اصل دور از فضای سوپرمدرنیته است را به تصویر کشیده و به خوبی نامکانی را به مخاطب نشان دهد.