در دوران پادشاهی ناصرالدینشاه بدلیل ارتباطات گسترده ایران و اروپا تغییراتی در فرهنگ ایرانی ایجاد شد. این تغییرات برای جامعه زنانِ ایرانی نیز بازنگریها و رفع ممنوعیتهایی را به همراه داشت که برشمردن آنها طبق فرآیندهایی از دلالتهای ضمنی مبحثی است که در این جستار بدان پرداخته خواهدشد. دلالت ضمنی، الصاق یک پیام دوم به پیام اصلی عکس است که در مراحل مختلف تولید آن نظیر انتخاب موضوع، پرداخت فنی، کادربندی، پلان بندی و غیره ایجاد میشود. در میان عکاسان دوران ناصری آنتوان سوریوگین با تلفیق نگرش مستندنگارانه غربی و رویکرد شرقی به عکس برداری از زنان در جامعه ایرانی پرداخته تا بدین وسیله علاوه بر بیان صریح نگاه عکاسانه به تبیین جایگاه فرهنگی زنِ ایرانی نیز اقدام نماید. هدف نگارنده از این جستار ایجاد و مطالعه دلالتهای ضمنی با تفکیک مولفههای دلالت کننده از مضمونهای دلالت شده در آثار آنتوان به منظور بازخوانی این آثار در بستر اجتماعی- فرهنگی و تاریخیِ نقش زن است که در نهایت میتواند منجر به شکلگیری معنا شود. چگونگی بررسی جایگاه فرهنگیِ زنان در آثار مذکور طبق فرآیندهای دلالت ضمنی ، سوال مطرحِ این پژوهش است که در پی پاسخ به آن پس از بررسیهای انجام شده و خوانش دلالتهای ضمنیِ آثار سوریوگین در بستر اجتماعی و فرهنگی دوران ناصری، مشخص شد که زنان در این دوران شمار قابل توجهی از محدودیتهای پیشین را ازسرگذرانده و امکان حضور درمکانها، پوششها و شرایطی را یافتهاند که مرهون رسوخ فرهنگ غربی در فرهنگ ایرانی است.