یکی از اساطیر برجستهء شاهنامه، رستم است که داستان هفتخوان آن پرآوازه میباشد؛ نبرد رستم در گذر از خوان پنجم با شخصیتی به نام اولاد است که در نهایت، رستم با راهنمایی اولاد به خان هفتم و منزلگاه دیو سپید میرسد. متون مختلف و نگارههای نسخ مختلف شاهنامه، تصویری دوگانه از شخصیت و هویت اولاد ارائه میدهند، گاهی وی را در هیبت انسان و گاهی در شمایل دیو ، نمایان میسازند. در میان نسخ مختلف از شاهنامههای مصور عصر صفوی، نسخهء دستنویس 953ه. پاریس،به جهت درشتنمایی و وضوح فرم پوشاک در بررسی هویت اولاد بر نسخ معاصر خویش ارجعیت دارد در نسخه مزبور، اولاد برای نخستین بار در خوان پنجم با ظاهری انسانگونه و ملبس به پوششی متفاوت از پوشاک رقیبان رستم، مشاهده میشود. سؤال این است که « هنرمند شاهنامهء 953ه.ق پاریس هویت و شخصیت اولاد را چگونه از منظر پوشش نمایان ساخته است؟» هدف از پژوهش حاضر ارائهء دیدگاه هنرمند مکاتب تبریز و قزوین صفوی، نسبت به هویت اولاد و تحلیل بینش هنرمند از منظر نمایش پوشاک اولاد میباشد. ماهیت این پژوهش بنیادی- توسعهای است و از آنجا که اسطورههای ملل مختلف برگرفته از نوع بینش جمعی یک ملت میباشند بنابراین نتایج تحقیق پیشرو در مطالعات اسطورهشناسی و انسانشناسی کارآمد خواهد بود. یافتههای تحقیق بر این نکته اذعان دارد که نگارگران نسخهء مزبور به هویت انسانی اولاد از دیگر رقیبان رستم آگاه بودهاند و به همین منظور وی را با پوششی متفاوت از دیگران در صحنه نبرد به تصویر کشیدهاند تا در پیکار با رستم کشته نشود.