در فرهنگ و تاریخ ایران، دیرآشناترین جلوهی هماورد حماسی نبرد اساطیری خیر و شر در شاهنامهی فردوسی و هفتخوان رستم به عرصهی ظهور رسیده است که نمودی از تلاش ابژهی ایدهآل برای گذار از مراحل گوناگون و اثبات تواناییهای فردی و تعالی روحی و اخلاقی به شمار میرود. یکی از رازآلودترین مراحل، ظهور زن جادو، نمایندهی جبههی شر در پس نقاب زیبایی دروغین، به دنبال فریفتن رستم است. بررسی این هماورد در شاهنامههای مصور مکتب شیراز اول آلاینجو در سدهی هشتم هجری که نگارگر در آن بیشترین نگاه وفادارانه نسبت به تاریخ و فرهنگ ایران باستان به دور از تاثیرات مکاتب دیگر و نفوذ ناخالصی از سایر ملل داشته، اطلاعات ذیقیمتی دربارهی نگرش هنرمندان و شرایط حاکم بر شیوهی جلوهگری این نماد اهریمنی به دست میدهد. تحقیق پیشرو، در راستای یافتن پاسخ این پرسش است که نوع نمایش زن جادو در فاصلهی زمانی تولید دو نسخهی مهم مکتب پرتلاطم آلاینجو، شاهنامههای مورخ 731 ه.ق. و نسخهی دیگر مورخ 741 ه.ق. چه تغییراتی را از نقطهنظر نمود زشتی و توجه نگارگر به متن توصیفی این ضدقهرمان پشت سر گذاشته است؟ با وجود دورهی زمانی کوتاه بین تولید این دو نسخه که یکی در نقطهی آغازین دورهی نخست مکتب شیراز اول و دیگری در آغاز دومین دوره-ی آن قرار دارند، تغییرات زیادی در جزئیات اجرایی و نوع بازنمایی شخصیت اهریمنی و نیز توجه اندک نگارگر به متن توصیفی شاهنامه مشاهده شد. اساس روش این پژوهش بنیادین نظری را بیانی تاریخی-تطبیقی تشکیل داده که اطلاعات و مدعای آن اسناد و منابع کتابخانهای-الکترونیکی است.